هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
48
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
آنكه گويد جمله حق است ، احمقى است * و آنكه گويد جمله باطل ، او شَقى است خلاصه ، در هرمسئله از « فروع » و « اصول » ، خلافيات زياد است . پس اين شخص كه در ملّت « يهود » و « هنود » يا « ترسا » متولّد و مكلّف ، يعنى بالغ شده [ است ] ، اگر به گوش او نرسيده مذهبى ديگر ؛ پس تلقين « شهادتين » و تعليم معنى اين دو را از كه اخذ كند و چگونه مقدورش هست . و همچنين كسى كه در « اسلام » متولّد شده ، تا زمان « بلوغ » و « عقل » ، بر چه طريق از طرق « اسلام » مشىء نمايد كه حديث « متفق عليه » است كه : « زود باشد امّت من به 73 « فرقه » شوند ، يكى « ناجى » و باقى « هالك » اند » . و هريك مىگويند ما « ناجى » و ديگران « هالك » و جمع اين اختلافات « ممتنع » [ است ] . امّا در اصل « توحيد » ، يكى قائل كه « صفات » زايد بر « ذات » است ، ديگرى « عين ذات » مىداند ؛ يكى [ به ] « رؤيت » و « ابصار » قائل [ است ] و ديگرى انكار امكان « ابصار » مىنمايد . و امّا « فروع » ، لا تعدّو لا تحصى ، در هرفرقه الى غير النهايه [ است ] . مثلا در كليّهء فرق ، آيا در « وضو » كه مقدمهء « نماز » است ، غسل رجلين نمايد يا مسح ؟ ، و آيا از زند به مرفق بشويد يا از مرفق به زند بشويد ؟ و خلف عادل نماز گزارد « 1 » يا آنكه خلف كل « برّ » و « فاجر » نمايد ؟ آيا « بسمله » بخواند در « نماز » يا نه ؟ « تكتّف » واجب است يا حرام ؟ و كذلك . پس اگر بناى « تدريج » باشد ، اخذ احكام « ظاهره » و « باطنه » اين بيچاره يك مسئله را « جزم » نخواهد به هم رسانيد ؛ زيرا كه « اختلاف » رفع نشده ، احتمال خلاف و صحت ديگران در بين هست ، و مادام العمر از كسب و زندگانى بازنمايد ، [ و ] « خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ » [ گردد ] . پس ، ديگر كجا فرصت نمايد جلد « منجيات » و « مهلكات » كتاب « آقا » را بخواند و به احوال « قلب » برسد ، و خود تصديق نموده [ است ] كه لمّه « شيطانى » و لمّه « رحمانى » است در هركس . و با اين اختلافات چگونه تميز دهد لمّه « رحمان » و لمّه « شيطان » را ؟ و امّا بعد از آنكه يك زحمت كشيده و دانست كه « رسول » يا « خليفه رسول » او
--> ( 1 ) . در اصل : گذارد